دهکده ی رویایی
الهی! الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت دل من افزونی است. گواهی تو ترجمانی من بکردند ندای من افزونی است. قرب تو چـــراغ وجد بیفروخت. همت من افزونی است. بود تو کار من راست کـــرد بود من افزونی است. الهی! از بود خود چه دیدم مگر بلا و عنا؟واز بود تــــو همـــه عطاست و وفا! به بر پیدا!و بکرم هویدا. نا کرده گیر کرد رهی. و آن کـــن که از تو سزا الهی! شنــاخت تو ما را امان! و لطف تو مـــا را عیـــان ـ الهی! فضـــل تـــو ما را لوا,کنف تــــو ما را ماوی ! الهی! ضیعفان را پناهی قاصدان را بـــر سراهی مومنـــــان را گواهی چه بود که افزایی و نکاهی؟ الهــــی! چه عزیز است او که تو او را خواهی! ور بگریزد او را در راه آریی. طوبی آنکس را کـــه تو او رایی! آیا که:تا از ما خــــود کرایی؟ هر جای قلبمو که دست میزارم یه جای سالم توی قلبم نیست من و شب و گریه ی دوباره بارونم که داره میباره تو رو خدا عشقم میبینی هوا رو هوا که اینجوری میشه یعنی تو دلت تنگ نمیشه چجوری میتونی نبینی این گریه ها رو تو که هنوز واسه من همونی آخه بی معرفت میدونی میدونی چند وقته که نشنیدم صداتو هرکی منو بشکنه مهم نیست قلبمو بشکنه مهم نیست اما بهم بگو عزیزم چرا تو چرا تو هرجای قلبمو که دست می زارم یه زخمی از تو با خودم دارم زخمایی که خورد ازت کم نیست یه جای سالم توی قلبم نیست ♫♫♫ ♫♫♫ نریزه و بریزه اشکام واسه تو فرقی نداره اما بازم میمونم با فکر اونکه دوسم نداره اونی که بخواد از تو و اون همه خاطره جدا شه باید دیوونه باشه باید دیوونه باشه هرجای قلبمو که دست می زارم یه زخمی از تو با خودم دارم زخمایی که خورد ازت کم نیست یه جای سالم توی قلبم نیست ميگـــــن : چــــــــرا ؟![]()
![]()

ميــگــــم : چــــون نخــــــــواستـــــــــــ
مــــي پـــرســـن : دلــــــــيلــش ؟
ميگـــــم : نــــــــــــــــميــدونـ ــم
ميگـــن چــــــــيه ؟
ميــگـــم نمــــي تــــونستــــــــــــ
جـــوابــــم ســــــــــــكوت استــــــــــ
دوبـــاره چــــــــرا ؟ چــــــــرا ؟ چــــــــرا ؟
فـــــريـــاد مــــي كشـــــم
چـــــون از اوّلــــم دوستـــــم نداشتـــــــــــ![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

